به الهه اس ام اس زدم که یک کتاب پیدا کرده ام در مورد کینگ آرتور که توی قرن ١۵ نوشته شده. که نزدیک ترین کتاب به حقیقتهای تاریخی ایه که شاید اون زمان وجود داشته. جواب می ده که من باید برای تو یک سرگرمی دیگه پیدا کنم. بحث می کنیم با هم و آخر سر من می گم عشق به یک اسطوره تنها چیزیه که به من آسیبی نمی زنه.

علاقه ی من به این اسطوره ی انگلیسی تنها چیزی که نداره ربط به تمام بازیگران خوش قیافه ایه که نقشش را در فیلم های مختلف بازی کرده اند.
و نه البته ربط به اینکه دلتنگ جزیره باشم. نه.
دنیای من این روزها چنان سیاه و سیاه است که تنها اسطوره های نیمچه واقعی می توانند نقطه های سفید تویش باشند. داستان نبردهای پادشاهی که در غرب نیمه وحشی به معیارهای انسانی پایدار بود و در عین حال غرورش را هم حاضر نبود زیر پا بگذارد. داستان شاید غیر واقعی عشق تعریف نشده ی بین یک پرنس و خدمتکارش ... اینها دلم رو آرام می کنه هراز گاهی. باورهایم را برایم یادآوری می کند. وگرنه که پسرهای خوشگل مو طلایی انگلیسی هیچ گاه برای من جذابیت چندانی نداشته اند.
+
دلم برای ح. تنگ شده. هر چند وقت یک بار یاد تمام خاطراتمان می افتم. خاطرات کوتاهمان. و عین هر بار عاشقش می شوم دوباره. اما نه مثل اون موقع ها. بعضی وقتها فکر می کنم اگر می تونست که باشه الان کلی یادم می داد که چطور از پس همه چیز بر بیام.
دلم می خواهدش. دلم بدجور می خواهدش.
+
اون که اسمش را گذاشتیم pooh یه نشونه بود. یادت که هست؟ یه نشونه که من نخواستمش. به هر دلیلی و به هر بی عقلی، من نخواستمش و به هر حال چون نشونه بود قبولش کردم و بعد که خواستمش دیگر نبود. اینطور باید یاشه؟
من همیشه فکر می کردم نشونه ها نشونه هستند به خاطر موندنی بودنشون.
+
لعنت! کارمون تموم شد امروز. همه خوشحال بودن. من نبودم. نمی دونم این یک ماه رو توی خونه چی کار کنم. نمی دونم چطور عید رو جشن بگیرم.
توی این سیاه سیاه، اصلا نمی خوام عید برسه. ترس دارم.
شاید یه جور phobia باشه. یه بیماری.
+
این روزها حتی دلم برای پسرک کلوچه ای هم تنگ شده. انقدر که جرات نمی کنم برم وبلاگش را براش درست کنم با اینکه قول داده م.
دلم برای تک تک سهم های توی زندگی ام تنگ شده. می فهمی؟ برای تک تکشون.
+
هر شب این اهنگ فیلم red رو می گذارم هی تکرار کنه و گریه می کنم بلکه در یه مرحله ای بالاخره تعداد اشک هام تموم بشه و من خلاص بشم.
+
باورت می شه نمی دونم چرا انقدر غمگینم؟ باورت می شه بی دلیل باشه؟ باورت می شه از خستگی باشه؟
+
دلم برای ح. بیشتر از همه تنگ شده.